خوش آمديد!
19:25 چهارشنبه 17 شهريور ماه ، 1389
پیغام کوتاه
ارشيو پيغام کوتاه   

 
آخرین ارسالها
کل موضوعات 10
کل ارسال ها 21
کل بازديد ها 1124
کل پاسخ ها 11
کل اعضا 3
آخرين 20 ارسال انجمن

گالری عکس
ارسال شده توسط Yigit در مورخه : دوشنبه، 24 خرداد ماه ، 1389

سوال و جواب
ارسال شده توسط reza در مورخه : يكشنبه، 16 خرداد ماه ، 1389

جوک
ارسال شده توسط Yigit در مورخه : جمعه، 14 خرداد ماه ، 1389

انتقادها و پیشنهادها
ارسال شده توسط reza در مورخه : جمعه، 14 خرداد ماه ، 1389

کل کل استقلالی ها و پرسپولیسی ها
ارسال شده توسط reza در مورخه : جمعه، 14 خرداد ماه ، 1389

مشاعره
ارسال شده توسط reza در مورخه : چهارشنبه، 12 خرداد ماه ، 1389

مشاعره رپ
ارسال شده توسط reza در مورخه : چهارشنبه، 12 خرداد ماه ، 1389

مشاعره پاپ
ارسال شده توسط Yigit در مورخه : سه شنبه، 11 خرداد ماه ، 1389

طنز
ارسال شده توسط Yigit در مورخه : سه شنبه، 11 خرداد ماه ، 1389

قوانین کل سایت
ارسال شده توسط reza در مورخه : سه شنبه، 11 خرداد ماه ، 1389

تالار گفتمان جستجو

آخرين ارسال هاي تالارگفتمان
داستان: دو داستان طنز

مرد داشت در خیابان حرکت می کرد که ناگهان صدایی از پشت گفت:
- اگر یک قدم دیگه جلو بری کشته می شی.
مرد ایستاد و در همان لجظه اجری از بالا افتاد جلوی پاش.مرد نفس راحتی کشید و با تعجب دوروبرشو نگاه کرد اما کسی رو ندید.بهر حال نجات پیدا کرده بود. به راهش ادامه داد.به محض اینکه می خواست از خیابان رد بشه باز همان صدا گفت:
- ایست!
مرد ایستاد و در همان لحظه ماشینی با سرعت عجیبی از جلویش رد شد.بازم نجات پیدا کرد.مرد پرسید تو کی هستی و صدا جواب داد م فرشته نگهبان ت هستم. مرد فکری کرد و گفت:
-پس اون موقعی که من داشتم ازدواج می کردم تو کجا بودی؟!

..............

روزي مردي به سفر ميرود و به محض ورود به اتاق هتل ، متوجه ميشود که هتل به کامپيوتر مجهز است . تصميم ميگيرد به همسرش ايميل بزند . نامه را مينويسد اما در تايپ ادرس دچار اشتباه ميشود و بدون اينکه متوجه شود نامه را ميفرستد . در اين ضمن در گوشه اي ديگر از اين کره خاکي ، زني که تازه از مراسم خاک سپاري همسرش به خانه باز گشته بود با اين فکر که شايد تسليتي از دوستان يا اشنايان داشته باشه به سراغ کامپيوتر ميرود تا ايميل هاي خود را چک کند . اما پس از خواندن اولين نامه غش ميکند و بر زمين مي افتد . پسر او با هول و هراس به سمت اتاق مادرش ميرود و مادرش را بر نقش زمين ميبيند و در همان حال چشمش به صفحه مانيتور مي افتد:

گيرنده : همسر عزيزم
موضوع : من رسيدم

ميدونم که از گرفتن اين نامه حسابي غافلگير شدي . راستش انها اينجا کامپيوتر دارند و هر کس به اينجا مي اد ميتونه براي عزيزانش نامه بفرسته . من همين الان رسيدم و همه چيز را چک کردم . همه چيز براي ورود تو رو به راهه . فردا ميبينمت . اميدوارم سفر تو هم مثل سفر من بي خطر باشه . واي چه قدر اينجا گرمه !!
سه شنبه، 18 خرداد ماه ، 1389
بازديد:60 بار
داستان: زوج خوشبخت
یک زوج در اوایل 60 سالگی، در یک رستوران کوچیک رمانتیک سی و پنجمین سالگرد ازدواجشان را جشن گرفته بودن.ناگهان یک پری کوچولوِ قشنگ سر میزشون ظاهر شد و گفت:چون شما زوجی اینچنین مثال زدنی هستین و درتمام این مدت به هم وفادارموندین ، هر کدومتون می تونین یک آرزو بکنین.خانم گفت: اووووووووووووووووه ! من می خوام به همراه همسر عزیزم، دور دنیا سفر کنم.پری چوب جادووییش رو تکون داد و اجی مجی لا ترجی
دو تا بلیط برای خطوط مسافربری جدید و شیک Qm2در دستش ظاهر شد. حالا نوبت آقا بود، چند لحظه فکر کرد و گفت: خب، این خیلی رمانتیکه ولی چنین موقعیتی فقط یک بار در زندگی آدم اتفاق می افته ، بنابراین، خیلی متاسفم عزیزم ولی آرزوی من اینه که همسری 30 سال جوانتر از خودم داشته باشم. خانم و پری واقعا نا امید شده بودن ولی آرزو، آرزوه دیگه !!! پری چوب جادوییش و چرخوند و.........
اجی مجی لا ترجی
و آقا 92 ساله شد!
جمعه، 14 خرداد ماه ، 1389
بازديد:62 بار
آمار کاربران
نظرسنجی
نظر شما درباره سایت

خیلی عالیه
میتونه بهتر باشه
جای کار داره
بهترین سایته
نظری ندارم!



نتایج
نظرسنجی ها

تعداد آراء: 5
نظرات : 0
لینک دوستان

پارس تفریح


تمام لينك ها


لينكستان

phpnuke